محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
969
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
كافورى دو توله بلادر سه عدد قسط دو توله خولنجان دو توله وج تركى انبى هلدى ديكه مالى مرداسنك توتياى هندى سنك جراحت سنك فتيله سنك ريزه كاغذ سوخته زبان سك سوخته استخوان قلم بز كهنه كه در ديوارها باشد سوخته طريق ساختن اين روغن اينست كه پاتيل بزركى را بر آتش نهاده روغن كنجد در آن داخل كرده بلادرها را شكسته در آن اندازند و آن قدر بجوشانند كه بلادرها سوخته شود پس بلادرهاى سوخته را براورده پيه و موم و آب برك نينب در آن داخل كرده بعد از سه چهار جوش پاتيل را بر زمين كذاشته آب برك كوكنار و وج و انبى هلدى و ديكه مالى كوفته و بيخته يك شبانه روز در سه پاو استار آب خيسانيده داخل كرده بر آتش نهند و آن قدر بجوشانند كه ابها تمام بسوزد و روغن بماند بعد از آن از پارچه بپالايند كه تمام روغن برايد پس ادويهء سوخته را در آن روغن داخل نمايند بعد از آن مرداسنك توتياى هندى سنكها سوده استخوان سوخته زبان سك سوخته كاغذ سوخته كه مجموع را مثل غبار بيخته باشند در آن داخل كرده برهم زنند و در شيشه نكاه دارند دهن له قدس سرّه نافع از براى جراحات كه باندك زمان بلكه در يك روز باصلاح مىآورد صنعت آن ثلاثين تراشيده برك نينب بيخ انجبار پوست درخت امغيلان از هريك پنج مثقال در سه رطل آب بجوشانند تا ثلث آن بماند پس بمالند و بپالايند پس بكيرند يك رطل روغن كنجد تازه و در مطبوخ داخل كرده چندان بجوشانند كه آب برود و روغن بماند پس بكيرند موميائى دارابجردى قفر اليهود مصطكى رومى از هريك چهار دانك و در آن روغن كداخته پس بكيرند ميده لكژى كه آن را مغاث هندى كويند زاج سفيد سنك سرمهء سفيد كاغذ مصرى سوخته سنكجراحت كات هندى زردچوبه از هريك يك مثقال بحرير بيخته داخل كرده پياز سفيد روغن كنجد بريان كرده صلايه نموده كه چون سرمه كردد در آن داخل كرده در هاون سنكى بدسته بمالند تا يكسان شود در شيشه كرده يك هفته در افتاب كذارند و هر روز دو مرتبه برهم زنند پس برداشته نكاه دارند و به كار برند [ دهن از والد اين فقير سيد محمّد هادى العلوى ] دهنى كه قلمى فرمودهاند كه از قدوهء حكما سيّد سند و استاد و والد اين فقير سيد محمّد هادى العلوى قدس سرّه است مقوى شعر است و موى بروياند و از افتادن نكاه دارد و نكذارد كه سفيد شود و دراز كرداند صنعت آن برك حنا برك مورد ورق النيل پرسياوشان صندل سفيد سنبل الطّيب ساذج هندى اشنه چوب چينى پوست هليلهء كابلى پوست هليلهء سياه پوست بليله املهء منقى از هريك دو مثقال سعد كوفى حب الاس قرنفل عود هندى خام عود الصّليب از هريك يك مثقال جوزبوا بسباسه از هريك نيم مثقال اجزا را نيم كوفته يك شب در كلاب و آب برك چغندر و آب اسفاناخ و آب املهء تازه هريك بيست مثقال بخيسانند و اكر املهء تازه نباشد پنج مثقال املهء خشك در ابهاى مذكور يك شب بخيسانند پس بپالايند پس ادويه نيمكوفتهء يك شب در آن بخيسانند به وزن آب نقوع آب حداد آن داخل كرده بجوشانند باتش ملايم تا به نصف رسد پس بمالند و بپالايند و روغن كل سرخ روغن مورد و زيت طيب از هريك بيست مثقال روغن بنفشه بادام هشت مثقال روغن مغز بز پانزده مثقال روغن ياسمين ده مثقال داخل كرده در قدر مضاعف بجوشانند تا آب برود و روغن بماند لادن عنبر اشهب زفت رومى عطر صندل حصى لبان عطر عود هندى از هريك دو دانك داخل كرده در شيشه نكاه دارند [ دهن نافع جميع زخمها ] دهنى كه جميع زخمها را نافع باشد و در سه روز هر زخمى كه باشد باصلاح اورد و در اين باب بهتر از روغن شيخ صنعانست صنعت آن بكيرند مرغ سياه كه آن را بهندى كركناتى كويند و پرهاى آن را تمام دور كرده و همچنين درست درست در شيشه كرده پنج استار شاهجهانى روغن كنجد بر روى وى كرده و احتياط كنند كه به غير از پر چيز ديكر از اجزاى آن دور نشود و تا چهل روز در افتاب كذارند بعد از آن هر جراحتى كه يابند بكذارند تا سه روز بهم آيد [ دهن منقول از خط سيّد الاطبّا ميرزا محمد رحيم ] دهن منقول از خط سيّد الاطبّا ميرزا محمد رحيم كه قلمى فرمودهاند كه عاليقدر مقرب الحضرة محمّد اقاى چراغچى مسجد جامع مشهد مقدس بتجربه رسانيده به جهت زخم تازه و جرب رطب و درد اعضا خصوص وجعى كه از ضربه و سقطه بهم رسيده باشد و شقاق دست و پا حتى شقاق اسب و كوپهء ارمنى و عضوى كه سرما خورده باشد ماليدن بيعديل است صنعت آن موم كافورى سقز از هريك يك چهار يك تبريز روغن كافشه برابر مجموع درهم كداخته بطريق معمول مرتّب نموده استعمال نمايند دهن منقول از مجربات نواب غفران ماب حكيم ميرزا محمّد باقر موسوى حكيم باشى قلمى فرمودهاند كه اين دهن از حكيم على مشهور است كه بواسطهء جراحات خصوص براى التحام نفع تمام داشته صنعت آن آنچه ظاهر شد اصل السوس بوده كه پاك مينمود و مىشسته و باب ميجوشانيده و شيره ميكرفته و با روغن كنجد ميجوشانيده تا روغن بماند و در مراهم نيز بعضى اوقات داخل مينموده و اكر زخم تازه بود به تنهائى به كار مىبرده و بعضى اوقات چون پنهان ميداشته بواسطهء آن كه كسى نداند بهوچوبه رنك مينمودند كه سرخ بنمايد و قلمى فرمودهاند كه آنچه بخاطر كمترين ميرسد اكر بعض صموغ كه كوشت مىروياند و كوشت فاسد را بر طرف مىكند داخل نمايند انفع خواهد بود اكر چه تجربه نشده امّا سندروس نيز اكر داخل نمايند بواسطهء التصاق و التحام بد نخواهد بود ميفرمايند كه كهربا بسيار بهتر است از سندروس در اين موضع و نيز كفته كه اكر قدرى شبّ يمانى نيز داخل نمايند بواسطهء نشف و نجفيف رطوبات نيز خوب خواهد بود و مرّمكى صافى بسيار خوب است [ دهن القسط نافع از براى فالج و رعشه و تشنج ] دهن القسط كه به جهت فالج و رعشه و تشنج و خدر و امثال آن نافع است بايد كه منابت اعصاب و اعصاب دردناك را كيسهء درشت شب بمالند تا سرخ شود و تدهين نموده بخوابند صنعت آن قسط تلخ سنبل الطّيب از هريك بيست و دو مثقال كوبيده در يك رطل روغن زيتون و يك رطل آب بجوشانند تا روغن بماند پس صاف نموده تا سه مرتبه با ادويهء مذكوره بجوشانند و صاف كنند و اكر بجاى آب هر مرتبه عرق رازيانه يا عرق بهار كنند بهتر است و بعد از آن جندبيدستر فلفل فرفيون ميعهء سايله از هريك ده مثقال در انحل كنند دهنى كه موي بروياند و بغايت قوى الاثر است صنعت آن زراريح را كه بلغت تنكابن دارساس و بلغت اصفهانى سين نامند بال و سر او را قطع كرده سه درم را سائيده با يك اوقيه روغن بان بجوشانند تا اندك غليظ شود و با مشك و عنبر خشبو كرده بمالند تا موضع ابله كند و بر موضع ابله موى برايد دهنى كه موى را سياه كند و از ريختن نكاه دارد صنعت آن عفص هليلهء كابلى برك مورد از هريك يك جزو به شراب ريحانى پخته تا مهرّا شود بعد از آن صاف كنند و يك رطل دهن كنجد اضافه نموده لادن ده درم داخل كرده باتش ملايم بجوشانند تا شراب برود و روغن بماند و هر شب استعمال نمايند و صبح باب شوره بشويند دهنى كه موى را سياه كند و از ريختن نكاه دارد صنعت آن عفص هليلهء كابلى اس اجزا مساوى با شراب ريحانى بجوشانند تا مهرّا شود بعد از آن صاف نموده روغن استهء زردالو به وزن شراب اضافه نموده چندان بجوشانند كه آب برود و روغن بماند پس آن روغن را بر مو بمالند دهنى كه موى را سياه كند و از ريختن نكاه دارد صنعت آن هليلهء كابلى مازو بيخ نى بيخ سوسن مورد خشك ساذج هندى حضض مكى پوست بيرون كردكان از هريك ده مثقال برك حنا يك چهار يك حماما پنج مثقال املهء منقى پنج مثقال با يكديكر نيم كوفته يك شبانه روز در كلاب بخيسانند و روز